تبليغاتX
بانوی معبد سوخته

بانوی معبد سوخته

- مي گذارم سكوت بجود تار و پود ِ دل ام را -

 

ماها قول مي ديم .

هميشه و هر لحظه ...

يادمون دادن كه قول بديم ؛

قول بديم واسه زود بزرگ شدن .

واسه حسادت نكردن به بچه ي همسايه و اسباب بازي جديدش.

واسه خوب درس خوندن و بيست گرفتن.

واسه دختر خوب بودن و كمك به مامان.

واسه هزار تا خواسته ي جور واجور اطرافيان ...

 

بزرگ كه ميشيم ...

قول مي ديم واسه خانوم شدن.

واسه چشم و گوش بسته موندن.

واسه بي اجازه عاشق نشدن .

 

بزرگتر كه ميشيم ...

قول مي ديم  واسه صادق بودن .

واسه وفادار بودن.

واسه هميشه يكرنگ بودن .

واسه عادت كردن به رفتن ها .

واسه دلتنگ نشدن ، اشك نريختن ، دست به دامن روزگار نشدن ، ...

 

خسته نشديم از بس اين همه قول داديم و دنيا عوض نشد؟

دلزده نشديم از خودمون ؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط ...   | 

 

يادم نرود ، ...

حضور مجازي ام 4 ساله شد .

 

 

 

تولدش مبارك !

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط ...   |